مرنیسی به عنوان روشنفکر نوگرا با بهرهگیری از منابع غربی و اسلامی اهل سنت، درصدد احیای جایگاه واقعی زن در جامعه است. بیشتر حساسیتهای وی ناشی از شرایط فرهنگی زادگاهش مراکش بوده و بیشتر توجه او به شرایط تاریخی زن عرب معطوف است. وی با تحلیل تاریخ صدر اسلام درصدد اثبات تفسیر خود از دین برآمده و همسو با افکار فمنیستی، بر این باور است که در ذات اسلام تفاوتی میان حقوق زن و مرد نیست؛ ولی فرهنگ مردسالار عرب بر آموزههای اسلامی غلبه کرده و قوانینی مخالف حقوق زنان ارائه میدهد. این مقاله با روش توصیفی ـ تحلیلی به نقد آراء مرنیسی پرداخته است. مهمترین یافته این تحقیق آن است که؛ مرنیسی علی رغم قلم شیوا، نگاهی متفاوت و دغدغهمند بودن در حوزه زنان، در مواردی دیدگاهش با اصول قطعی و خدشهناپذیر اسلام مطابقت نداشته است. این مطلب میتواند به جهت پیشفرضهای نادرست، برخورد گزینشی در انتخاب منابع، پیشداوریهای زنانه در گزینش وقایع تاریخی، تحلیل و تفسیر نادرست از رویدادهای تاریخی و احکام اسلام و عدم آگاهی لازم از مبانی و چهارچوبهای دینی باشد.