دوفصلنامه پژوهش تفسیری زن و خانواده

دوفصلنامه پژوهش تفسیری زن و خانواده

جایگاه تربیتی زنان در دوران پساجنگ با محوریت تبیین دیدگاه‌های قرآنی در مورد زنان و خانواده

نوع مقاله : ویژه نامه جنگ رمضان و مقاومت

نویسندگان
1 استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، دانشکده علوم قرآنی شاهرود
2 مدرسه علمیه تخصصی امام جعفر صادق (ع)
10.22034/tafsiri.2026.1045
چکیده
دوران پساجنگ با چالش‌های عمیق روانی، اجتماعی و هویتی برای جوامع درگیر همراه است و خانواده به‌عنوان بنیادی‌ترین نهاد اجتماعی، بیشترین تأثیر را می‌پذیرد. در این میان، زن در نقش همسر، مادر و مربی نسل جدید، جایگاهی ویژه در ترمیم آسیب‌ها و بازسازی سرمایه انسانی دارد. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر منابع تفسیری و روایی، در پی تبیین جایگاه تربیتی زنان در دوران پساجنگ بر اساس آموزه‌های قرآنی است. یافته‌ها نشان می‌دهد که قرآن کریم، زن را در فرآیند تربیت ایمانی، عاطفی و اخلاقی خانواده، عنصری محوری و فعال معرفی می‌کند و بر نقش او در ایجاد سکینه، رحمت و مودّت در فضای خانواده تأکید دارد (ر.ک: روم: ۲۱). همچنین آیات مربوط به صبر، جهاد، احسان، عفو و بازسازی پیوندهای اجتماعی، چارچوبی هنجاری برای ایفای نقش زنان در بازپروری روانی و اخلاقی جامعه پس از جنگ فراهم می‌آورد. بر این اساس، طراحی الگوهای تربیتی و سیاست‌گذاری اجتماعی در دوران پساجنگ، ناگزیر از توجه جدّی به ظرفیت‌های تربیتی زنان در پرتو آموزه‌های قرآنی است.
کلیدواژه‌ها
موضوعات

جایگاه تربیتی زنان در دوران پساجنگ با محوریت تبیین دیدگاه‌های قرآنی در مورد زنان و خانواده

 

چکیده تفصیلی:

دوران پساجنگ، مرحله‌ای حساس در حیات اجتماعی جوامع درگیر مخاصمات است. با پایان درگیری‌های نظامی، آثار مخرب جنگ در عرصه‌های روانی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی باقی می‌ماند. خانواده به‌عنوان بنیادی‌ترین نهاد اجتماعی، بیشترین آسیب را می‌پذیرد. اختلالات روانی، ازهم‌گسیختگی خانواده، فقر، افزایش کودکان خیابانی و زنان سرپرست خانوار، از پیامدهای دوران پساجنگ است که بازسازی سرمایه انسانی را ضروری می‌سازد. در این میان، زنان به‌عنوان همسر، مادر و مربی، نقشی دوگانه دارند؛ هم متأثر از آسیب‌های جنگ‌اند و هم در خط مقدم بازسازی جامعه قرار دارند. این پژوهش با رویکرد توصیفی‑تحلیلی و تکیه بر منابع تفسیری و روایی، در پی تبیین جایگاه تربیتی زنان در دوران پساجنگ بر اساس آموزه‌های قرآنی است.

مبانی انسان‌شناختی و خانواده‌شناختی قرآن، چارچوبی مستحکم برای تبیین جایگاه زن فراهم می‌آورد. قرآن، زن را موجودی کریم و توانمند معرفی می‌کند که در متن جامعه نقش‌آفرینی می‌کند. الگوهایی چون آسیه و مریم(س)، نشان‌دهنده زنانی است که با ایمان و استقامت در بحرانی‌ترین شرایط، مسیر هدایت را پیمودند. قرآن خانواده را محل سکینه و مودّت معرفی می‌کند (روم: ۲۱) و بر اصل «تألیف قلوب» و «اصلاح ذات‌البین» (انفال: ۱) تأکید دارد. استراتژی «صفح جمیل» (حجر: ۸۵)، چارچوبی برای آموزش گذشت و بخشش فراهم می‌آورد تا کینه‌های ناشی از جنگ بازتولید نشود.

یافته‌ها نشان می‌دهد قرآن، زن را در فرآیند تربیت ایمانی، عاطفی و اخلاقی خانواده، عنصری محوری معرفی می‌کند. واژگانی چون «سکینه»، «رحمت» و «مودّت» بر نقش اساسی زن در ایجاد آرامش خانواده دلالت دارد. آیات صبر (بقره: ۱۵۵‑۱۵۷)، احسان (نحل: ۹۰)، عفو (شوری: ۴۰) و اصلاح ذات‌البین (حجرات: ۱۰)، ابزارهای توانمندسازی زنان در بازسازی روانی و اخلاقی جامعه پساجنگ است. روایت «الجنة تحت اقدام الامهات» بر نقش محوری مادر در شکل‌گیری هویت ایمانی فرزندان تأکید دارد. در دوران پساجنگ که هویت‌ها متزلزل است، این نقش حیاتی‌تر می‌شود. همچنین، زن مسلمان به‌عنوان «کنشگر اجتماعی» در تربیت جامعه نقش‌آفرینی می‌کند (احزاب: ۳۳).

الگوی تربیتی جامع برای زنان در دوران پساجنگ، ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی را دربرمی‌گیرد. در بُعد فردی، تقویت ایمان، امید و صبر، زمینه‌ساز توانمندسازی زنان است. در بُعد خانوادگی، ترویج عفو، گذشت و مهارت‌های ارتباطی، به ترمیم روابط آسیب‌دیده کمک می‌کند. در بُعد اجتماعی، بازسازی پیوندها و مشارکت فعال در عرصه‌های اجتماعی، از کارکردهای اساسی زنان است.

نتیجه‌گیری نشان می‌دهد زن قرآنی در دوران پساجنگ، نه قربانی منفعل، بلکه کنشگری تربیتی است که با تکیه بر ایمان، صبر و مهارت‌های اجتماعی، نقشی تعیین‌کننده در بازسازی فرد، خانواده و جامعه دارد. درک این ظرفیت‌ها، لزوم بازنگری در سیاست‌گذاری‌های اجتماعی بر مبنای آموزه‌های قرآنی را آشکار می‌سازد تا بتواند به ترمیم زخم‌های جنگ و بازسازی جامعه‌ای سالم یاری رساند.

 

جایگاه تربیتی زنان در دوران پساجنگ با محوریت تبیین دیدگاه‌های قرآنی در مورد زنان و خانواده

 

مقدمه

جنگ، پدیده‌ای ویرانگر است که تمامی ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. 

پیامدهای روانی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جنگ، به‌ویژه پس از پایان درگیری‌های مسلحانه، جامعه را با چالش‌های جدی روبرو می‌سازد. خانواده، به‌عنوان کوچک‌ترین واحد اجتماعی و بستر اصلی تربیت، بیشترین آسیب را از جنگ متحمل می‌شود؛ کودکانی که شاهد خشونت بوده‌اند، زنانی که عزیزان خود را از دست داده‌اند، و مردانی که با بحران هویت و اضطراب پس از سانحه دست و پنجه نرم می‌کنند. در چنین شرایطی، ترمیم زخم‌های روانی، بازسازی پیوندهای اجتماعی و احیای سرمایه انسانی، ضرورتی انکارناپذیر است.

در این میان، نقش زن در تحمل، انطباق و بازسازی جوامع پساجنگ، نقشی حیاتی و چندوجهی است. زن، به‌عنوان مادر، همسر، خواهر و دختر، در خط مقدم مواجهه با پیامدهای جنگ قرار دارد و در عین حال، مسئولیت اصلی تربیت نسل‌های آینده و حفظ انسجام خانواده را بر عهده دارد. با وجود اهمیت انکارناپذیر این نقش، مطالعات نظام‌مند و جامع قرآنی که به‌طور خاص به «جایگاه تربیتی زن در دوران پساجنگ» بپردازد، همچنان نیازمند بسط و تعمیق است.

اهمیت و ضرورت این پژوهش

از منظر مطالعات قرآنی، تبیین جامع نقش زن در خانواده و جامعه، با تأکید بر آموزه‌های وحیانی، همواره مورد توجه اندیشمندان بوده است. با توجه به پیامدهای ویرانگر جنگ، ضرورت بازخوانی و انطباق این آموزه‌ها با شرایط خاص دوران پساجنگ، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. از سویی دیگر، مطالعات زنان، به‌ویژه در حوزه تاب‌آوری و نقش‌آفرینی اجتماعی در شرایط بحران، نیازمند استخراج مبانی نظری قدرتمند و بومی است. همچنین، در حوزه مطالعات صلح و جنگ، توجه به نقش عاملان صلح، به‌ویژه زنان، در فرآیندهای پس از مخاصمات، امری کلیدی تلقی می‌شود. این پژوهش با تلفیق این حوزه‌ها، در پی پاسخگویی به خلاء موجود در تبیین الگوی تربیتی زن مسلمان در شرایط پساجنگ است.

 تربیت از منظر قرآن:

بررسی «تربیت» در دوران پساجنگ از منظر قرآن کریم، رویکردی بسیار عمیق و راهبردی است. قرآن کریم به عنوان یک متن هدایت‌گر، نه تنها احکام کلی ارائه می‌دهد، بلکه الگوهای رفتاری برای عبور از بحران‌های بزرگ (از جمله جنگ) را ترسیم کرده است.

اصل «تألیف قلوب»

یکی از مهم‌ترین آموزه‌های قرآنی برای دوران پس از تنش، تلاش برای ایجاد پیوند دوباره میان اعضای جامعه است. 

در قرآن، «تألیف قلوب» به معنای نرم کردن دل‌ها و ایجاد الفت است. پس از جنگ، قلب‌ها سخت و مملو از کینه است.

رویکرد تربیتی: قرآن به «اصلاح ذات‌البین» (ایجاد صلح میان مردم) تأکید ویژه دارد (سوره انفال، آیه ۱). تربیت در پساجنگ یعنی آموزشِ گذشت و بخشش، تا کینه‌های ناشی از دوران جنگ، عاملِ بازتولیدِ خشونت نشود.قرآن کریم برای جوامع درگیر بحران، استراتژی«صفح جمیل» (عفو کریمانه) را توصیه می‌کند (سوره حجر، آیه ۸۵).

 در دوران پساجنگ، عدالتِ صرف می‌تواند به چرخه انتقام منجر شود. قرآن تربیتِ پیروانش را بر پایه «عفو» قرار می‌دهد تا جامعه بتواند از گذشته عبور کند. این یک مهارت تربیتی است که قدرتِ بخشیدن را بالاتر از قدرتِ انتقام معرفی می‌کند.

  فرزندان و اعضای خانواده را داراست (حجرات: ۱۳؛ نحل: ۹۷). این نگاه، زن را از انفعال و مصرف‌گرایی در فرآیند تربیت خارج ساخته و به او نقشی فعال و تعیین‌کننده می‌بخشد.

 دوران پساجنگ:

دوران پساجنگ، مرحله‌ای از حیات اجتماعی است که پس از پایان مخاصمات مسلحانه فرا می‌رسد، اما آثار مخرب و ماندگار جنگ همچنان در عرصه‌های مختلف روانی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه حضور دارد. این دوران با چالش‌هایی چون اختلالات روانی، ازهم‌گسیختگی خانواده‌ها، فقر، خشونت، و نیاز به بازسازی زیرساخت‌ها و سرمایه اجتماعی شناخته می‌شود (گالتونگ، ۱۹۹۶/۲۰۱۲).

جنگ‌ها فقط زیرساخت‌های فیزیکی (پل‌ها، جاده‌ها، کارخانه‌ها) را ویران نمی‌کنند، بلکه «ساختارهای اقتصادی» را نیز بازتعریف می‌کنند:

گالتونگ بر این باور است که خشونت مستقیم (جنگ) تبدیل به «خشونت ساختاری» می‌شود که پس از پایان جنگ در جامعه رسوب می‌کند:

عادی‌سازی خشونت: وقتی جامعه‌ای سال‌ها با خشونت زندگی کرده، آستانه تحمل خشونت در میان افراد بالا می‌رود. خشونت خانگی، زورگیری و قلدری خیابانی در جوامع پساجنگ، بازتابی از «خشونتِ درونی‌شده» است.در دوران جنگ، گروه‌هایی قدرت می‌گیرند که از راه قاچاق یا جنگ‌افروزی ثروتمند شده‌اند. در دوران پساجنگ، این گروه‌ها معمولاً در برابر بازگشت به قانون و اقتصادِ شفاف مقاومت می‌کنند.

سقوط نهاد خانواده: نبودِ مردان (کشته‌شده یا مجروح)، آوارگی و فقر، ساختار سنتی خانواده را فرو می‌پاشد. جامعه پساجنگ اغلب با افزایش تعداد کودکان خیابانی، زنان سرپرست خانوارِ آسیب‌دیده و نسل‌های «سوخته» روبروست که دوران کودکی‌شان در صدای انفجار سپری شده است.

نقش دوگانه زن، موضوع و فاعل تربیت:

همانطور که اشاره شد، زن در نگاه قرآنی، هم گیرنده و هم دهنده تربیت است. این نقش دوگانه، به‌ویژه در بستر خانواده، او را به کانون توجه در فرآیندهای تربیتی تبدیل می‌کند. در دوران پساجنگ، که نیاز به ترمیم آسیب‌های روانی و بازسازی هویت‌ها بیش از پیش احساس می‌شود، نقش زن به‌عنوان فاعل تربیت، اهمیت بسزایی می‌یابد (جوادی آملی، ۱۳۸۷).

مبانی خانواده‌شناختی در دوران پساجنگ:

 خانواده؛ محل سکونت و آرامش:

قرآن کریم، خانواده را بنیان جامعه و مهم‌ترین کانون عاطفی و روانی برای اعضا معرفی می‌کند. واژه «سکینه» که در آیه ۲۱ سوره روم در رابطه با پیوند زناشویی به کار رفته است، حاکی از آرامش، اطمینان و آسایش روانی است که باید در محیط خانواده حاکم باشد. همچنین، آیه ۸۰ سوره نحل، خانه را بستری برای سکونت و آرامش معرفی می‌کند. حفظ و ارتقاء این سکینه، در دوران پساجنگ که اضطراب و ناآرامی غالب است، از اهمیت حیاتی برخوردار است. 

جایگاه تربیتی زن در دوران پساجنگ 

قرآن کریم، با ترسیم شخصیت زنانی چون آسیه و مریم (س)، الگوهایی ممتاز از زن مؤمن را به بشریت معرفی می‌دارد. این الگوها، نه در انزوا، بلکه در متن جامعه و در مواجهه با چالش‌های بزرگ، استوار مانده و نقش تربیتی خود را به بهترین نحو ایفا کرده‌اند. (طباطبایی، ۱۴۱۷ق، ج ۱۶).

 نقش زن در شکل‌گیری هویت ایمانی کودک در دوران پساجنگ:

مادر، اولین و تأثیرگذارترین معلم کودک است. تعالیم دینی و روایات متعدد، بر جایگاه رفیع مادر در شکل‌گیری هویت ایمانی، اخلاقی و اجتماعی فرزندان تأکید دارند. روایات فراوانی، همچون «الجنة تحت اقدام الامهات» (حر عاملی، ۱۴۰۹ق)، اهمیت نقش مادر را در تربیت نشان می‌دهد. در دوران پساجنگ، که هویت‌ها متزلزل شده و نیاز به بازسازی روانی عمیق است، نقش مادر در نهادینه‌سازی ارزش‌های دینی و اخلاقی، حیاتی‌تر می‌شود. زن به‌عنوان کنشگر اجتماعی در تربیت جامعه محسوب می‌شود. 

زن مسلمان، تنها در حیطه خانواده محدود نمی‌شود، بلکه به‌عنوان یک «کنشگر اجتماعی» نیز در تربیت جامعه نقش ایفا می‌کند. مشارکت زنان در صحنه‌های مختلف اجتماعی صدر اسلام، در عین حفظ عفاف و حیا، مؤید این موضوع است (احزاب: ۳۳)

اقتضائات دوران پساجنگ و نقش تربیتی زنان

پس از پایان درگیری‌های مسلحانه، جامعه با مجموعه‌ای از چالش‌های پیچیده روبرو می‌شود که نیازمند رویکردی چندبعدی برای مقابله است.

جنگ، بستر اصلی بروز و تشدید اختلالات روانی مانند اضطراب، افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و سوگ‌های پیچیده (Complex Grief) است. از دست دادن عزیزان، تخریب محیط زندگی، و تجربه وحشت، عمق این آسیب‌ها را افزایش می‌دهد (امامی، ۱۳۹۴؛ WHO، ۲۰۱۷.)

جنگ، بسیاری از ساختارهای خانواده را متزلزل می‌سازد؛ از جمله از بین رفتن سرپرست خانواده، بی‌خانمانی، و فقر اقتصادی که بر سلامت روان و توانایی فرزندپروری تأثیر منفی می‌گذارد. این عوامل، نیازمند توجه ویژه در فرآیندهای بازسازی اجتماعی هستند.

زنان، تاب‌آوری و ترمیم پیوندها در پسا جنگ 

زنان، عموماً در مراقبت عاطفی از اعضای خانواده، به‌ویژه کودکان و سالمندان، نقش کلیدی دارند. همچنین، حفظ و تقویت شبکه‌های خویشاوندی و اجتماعی، از نقاط قوت آنان محسوب می‌شود. این ظرفیت‌ها، در دوران پساجنگ برای بازسازی پیوندهای ازهم‌گسیخته و ایجاد حس تعلق و امنیت، بسیار ارزشمند است.

آموزه‌های قرآنی درباره صبر در مصائب (بقره: ۱۵۵-۱۵۷)، احسان به دیگران (النحل: ۹۰)، عفو و گذشت (شوری: ۴۰)، و اصلاح ذات‌البین (حجرات: ۱۰)، چارچوب هنجاری قدرتمندی برای ایفای نقش تربیتی و اجتماعی زنان در مواجهه با پیامدهای جنگ فراهم می‌آورد. این آموزه‌ها، زنان را قادر می‌سازد تا با رویکردی سازنده، به ترمیم زخم‌ها و بازسازی روابط بپردازند (نساء: ۱۲۸).

 الگوی تربیتی قرآنی برای زنان در دوران پساجنگ

با در نظر گرفتن جایگاه زن در آموزه‌های قرآنی و اقتضائات دوران پساجنگ، می‌توان الگوی تربیتی جامعی را برای زنان استخراج نمود که ابعاد مختلف فردی، خانوادگی و اجتماعی را در بر می‌گیرد.

تقویت بنیان‌های ایمانی، اولین و اساسی‌ترین گام در راستای توانمندسازی زنان برای مواجهه با چالش‌های دوران پساجنگ است.

دعوت به امید رحمت الهی (طلاق: ۲-۳)، و تشویق به دعا و مناجات، ابزارهای قدرتمندی برای بازیابی روحیه و تقویت تاب‌آوری در شرایط دشوار هستند.

توجه به سلامت عاطفی و ارتقاء فضائل اخلاقی، در بازسازی روابط خانوادگی و اجتماعی پساجنگ، نقشی اساسی ایفا می‌کند.

ترویج فرهنگ رحمت، عفو و گذشت در خانواده، از مهم‌ترین کارکردهای تربیتی زنان در دوران پساجنگ است. این امر به ترمیم روابط آسیب‌دیده و کاهش تنش‌ها کمک می‌کند (نور: ۲۲؛ شوری: ۴۳)

آموزش مهارت‌های ارتباطی مؤثر و گفت‌وگوی سازنده در خانواده، برای بیان احساسات، درک متقابل و حل و فصل اختلافات، که پس از جنگ تشدید می‌شوند، ضروری است.

نتیجه‌گیری

تحلیل آموزه‌های قرآنی نشان می‌دهد که زن، در نگاه این کتاب آسمانی، موجودی کریم، توانمند و دارای نقش محوری در ساختار خانواده و جامعه است. این جایگاه، نه تنها در شرایط عادی، بلکه در دوران پرتلاطم پساجنگ نیز، قابلیت هدایت و توانمندسازی زنان را داراست. یافته محوری این پژوهش آن است که زن قرآنی در دوران پساجنگ، نه صرفاً قربانی جنگ و منفعل، بلکه کنشگری تربیتی است که با تکیه بر ایمان، صبر، عواطف انسانی و مهارت‌های اجتماعی، نقشی تعیین‌کننده در بازسازی فرد، خانواده و جامعه ایفا می‌کند.

درک این ظرفیت‌ها، لزوم بازنگری در سیاست‌گذاری‌های اجتماعی و فرهنگی در جوامع پساجنگ را آشکار می‌سازد. این سیاست‌گذاری‌ها باید بر مبنای آموزه‌های قرآنی، با رویکردی جامع به توانمندسازی زنان در ابعاد مختلف فردی، خانوادگی و اجتماعی، طراحی و اجرا شوند تا بتوانند به ترمیم زخم‌های دوران جنگ و بازسازی جامعه‌ای سالم و پویا یاری رسانند. 

*قرآن کریم.
ابو‌بکر، عثمان (۲۰۰۳). «آموزش ارزش‌ها به کودکان در جوامع مسلمان پساجنگ». ۲۳(۱)، ۲۹-۴۷.
احمدی، لیلا (۱۳۹۸). «تاب‌آوری خانواده‌های جنگ‌زده و نقش مادران». پژوهش‌نامه رفاه اجتماعی، ۱۹(۴)، ۷۷-۹۹.
امامی، مریم (۱۳۹۴). «بررسی پیامدهای روان‌شناختی جنگ بر خانواده». فصلنامه پژوهش‌های روان‌شناختی، ۱۰(۳)، ۴۵-۷۲.
الهی قمشه‌ای، مهدی (مترجم) (بی‌تا). ترجمه قرآن کریم. تهران.
السبحانی، جعفر (۱۳۸۲). منشور جاوید. قم: مؤسسه امام صادق(ع).
حر عاملی، محمدبن‌حسن (۱۴۰۹ق). وسائل الشیعة. قم: مؤسسه آل‌البیت.
غرویان، محسن (۱۳۹۵). «الگوی مشارکت اجتماعی زن مسلمان در قرآن». مطالعات اسلامی زنان، ۵(۱)، ۹-۳۴.
گالتونگ، یوهان (۲۰۱۲). صلح از طریق وسایل مسالمت‌آمیز. تهران: نشر ثالث
موسوی، فاطمه (۱۴۰۰). «تحلیل گفتمان قرآنی درباره کرامت زن». فصلنامه مطالعات قرآنی و حدیث، ۲۳(۲)، ۵۵-۸۰.
موسوی خمینی، روح‌الله (۱۳۶۱). صحیفه امام. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
مطهری، مرتضی (۱۳۸۷). تعلیم و تربیت در اسلام. تهران: صدرا.
مطهری، مرتضی (۱۳۹۰). نظام حقوق زن در اسلام. تهران: صدرا.
طباطبایی، محمدحسین (۱۴۱۷ق). المیزان فی تفسیر القرآن. بیروت: مؤسسه الاعلمی.
عصر، جوزف (۲۰۰۱).
قرائتی، محسن (۱۳۹۲). تفسیر نور. تهران: مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن.
گالتونگ، یوهان (۱۹۹۶/۲۰۱۲).
سادات، زهرا (۱۳۹۶). «نقش زنان در بازسازی اجتماعی پس از جنگ». مطالعات زنان، ۸(۲)، ۱۰۱-۱۳۰.
سازمان ملل متحد زنان (۲۰۱۵). پیشگیری از مناقشه، دگرگونی عدالت، تأمین صلح. نیویورک.
دوره 2، شماره 2.1
ویژه‌نامه جنگ رمضان و مقاومت
خرداد 1405